تبليغاتX
»۩۞۩ beSt Mobile & mUsiC Website ۩۞۩
wWw.mObile89music.blOgfa.cOm
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : سلام دوست خوبم از اينكه به وبلاكم اومدي ازت ممنونم .اگه مايل بودي مي تونيم با هم تبادل لينك و لوگو كنيم. اگه پيشنهاد يا انتقادي هم داري ميتوني تو قسمت نظرات بگي حتما بررسي مي كنم . در ضمن در خواست هاي آهنگ از دوستان هم به نوبت بررسي مي شه و در وب قرار مي گيره .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

دوستان
ارتباط با من
جستجوگر

Google
  
            
     در همه صفحات
     در همين وبلاك

آرشيو
طراح قالب
::..::تبليغات::..::
جهت تبادل لينک،لوگو و بنر از طريق قسمت نظرات به ما خبر دهيد.


>/B>

جک های کم مزه2

يك روز يك جوجه تو تخم اش ميچسه خفه ميشه


يك بار يه كچلي ميره سلماني وقتي وارد ميشه مردم ميخندند ميگه چيه اومدم اب بخورم


به يكي مي گن دوران نامزديت چطور بود؟
جواب مي دهد مثل وقتي كه بابات برات دوچرخه بخره نذاره سوارش بشي


اصفهانی پيتزا توئ خواب مي بينه ميميره


يه تركه ميره دستشويي مي گوزه مياد بيرون ميبينه چند تا دختر اونجاهستن مي خواد ضايع نشه ميگه پدر سوخته ها ميان مي گوزن آب نمي ريزن بره پايين


تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره


تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟


اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!


تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره


تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!


تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!


تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!


وقتي گردنت را ليس ميزنم وقتي سينه ات را چنگ ميزنموقتي رونت را گاز ميزنم اوه مرغ كنتاكي فراموشت نميكنم


يك جوجه تيقي با يك مار ازدواج مي كند بچه هايشان مئ شوند سيم خوار دار


1+1=2 هر كي خندهش گرفت بره دكتر!


يه روز به يه زن ذليل ميگن زنتو چقدر دوس داري يه چوب بزرگ كنارش بود به اون نگاه كرد و گفت با اجازه اون اصلا"


مي دونين چرا به تهروني ها ميگن زن ذليل چون پول توجيبيشون از زناشون ميگيرن . رشتيه شب مي خوابه صبح كه پا مي شه مي بينه زنش رو بردن

زيرش اجر گذاشتن .


يك روزيك گورخر لنز ميذاره ميره جنگل همه بهش نگاه ميكنند ميگه تا حالا آهو نديديد؟؟


 يه تركه شنا قورباغه ميرفته لك لك مياد انو ميخورهيه تركه ميره نمايشگاه مبل كه يك ميز جلوي مبل بخره.فروشنده ميگه:ماميزجلوي مبل روبه تنهائي نميفروشيم، بايد سرويس كاملشو بخري.تركه قدري فكرميكنه وميگه:پس لطفايه (ميزپشت مبل) بدين!.


 

يه روز حضرت آدم مياد خونه ميبينه هوا دلمه درست كرده ميگه: بازم با شرت ما دلمه درست كردي



يك مگس ازدواج ميكنه ماه عسل با خانمش ميرن دستشويي.


[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 11:59 PM | |

جک های کم مزه 1

ميدوني ارمنيها چرا بعد ازدواج زود پير و شكسته ميشن؟
بخطتر اينكه با پوست ميخورن


(قاف) در يك دقيقه دو بارمي آيد و در يك قرن يك بار


لره روميبرن حمام كيسه ميكشنش تموم ميشه


يه ابرقويي داشته گو مي خورده يك نخ مو ميبينه ميگه اه مو توش بود


يه ابرقويي زن ميگيره شب اول خوابيده بودند زنه ميگه چه ستاره هاي قشنگي شوهرش ميگه هرچه ميخواي ستاره نگاه كني نگاه كن از فردا شب بايد گل قالي رو نگاه كني


يه ابرقوي ننه اش بهش ميگه باز هم گو خوردي دست ميكشه دور دهنش ميگه مگه معلومه


يه روز يه تركه مره دستشويي يه شمع زيرش روشن مي كنه گوز ميده كرمه مياد بيرون ميگه تولدت مبارك


يك روز يك تركه با پسرش مرن دزدي پليس اونارو مي بيند ميگويد كره خر ايست پسر مي گه پدر من شناسايي كردند تو فراركن


يه روز يه كي كه اسمش بولي بوده مي ره مكه بهش نميگن حجبولي ميره مشهد بهش نميگن مشبولي اما وقتي ميره قم بهش ميگن قمبولي


يك روز يه مرده مي خواد مو بايل بخره روي شلواره خودش مينويسه: بزودي در اين محل موبايل نصب ميشئد


يه روز به يه تركه ميگن كره خر مگه اااا يعني اينقدر جوون ميزنم


فرق پشه با ببر
شما فقتي ببر ميبينيد ميرينيد
ولي وقتي ميرينيد پشه ميبينيد


يه روز يه ماره با يه جوجه تيغي ازدواج ميكنه بچه شان ميشود سيم خاردار


يه روز يه رشتيهزنشو كتك ميزنه به دليله تخريبه اموال عمومي ميگيرنش


يك روز يك نفر ميره دكتر دكتر ميگه نفر بعدي


يه روز يه تركي دعواش ميشه همه را وسط خيابان ميزنه يه
خري اون ور خيابان بود ميره وخره را ميزنه ازش مي پرسن
براي چي اونو زدي
جواب ميده : تركها وقتي عصباني ميشن خودي وغريب نمي شناسن


يك روز رشتيه به زنش ميگه اين مردزيرتخت چي كار ميكنه زنش ميگه زير تخت نميدونم ولي بالاي تخت غوغا مي كنه


يه روز يه ترك قوي ميخوره زمين . براي اينكه سه نشه ميگه حركت حال كردي داداش.


يه روز يكي از حال ميره از پذيرايي مياد بيرون.؟؟؟؟؟


يه روز بامشاد با شرت ميره تو خيابان . بهش ميگن چرا با شرت اومدي ميگه وفاداري وفاداري به شرت من چي كار داري؟


يه تركه ميره حمام آب داغ بوده با نعلبكي خودشو ميشوره


يه تركه هرچي تخم مرغ ميخورد،پوستاشوجمع ميكرد.ازش پرسيدن چرا؟گفت:پارسال مرباي پوست پسته درست كردم،خيلي خوشمزه شد.امسال ميخوام مرباي پوست تخم مرغ درست كنم!.


يه روز تركه ميره دستشويي خوني مياد بيرون. بهش ميگن چرا خوني هستيًَُ؟ ميگه صداشو برا من بلند ميكنه.


يك روز تر ك ميخوره به ديوار ميگه ببخشد

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 10:56 PM | |

جک های بی مزه 11

يك روز از تركه ميپرسن از كدام شبكه خوشت مياد
ميگه از شبكه 3سه
ميگن براي چيه
ميگه چون 3سه تا بر بري داره

پيام براي اشخاص قد كوتاه!
اگر شي را از نقطه بلند برداشته نمي توانيد لطفآ در زير
پاي تان را حفر كنيد

ابداني ها ادعا شون زياد بعد يك روز يك پشه مره آبادان روي ان يك آباداني مشينه ,جو مگيرش مگه موعقابوم

يه روز به يه خره ميگن بزرگترين آرزوت چيه ؟ ميگه براي يه بارهم كه شده جلوي وانت بشينم .

يه روز يه ترك ليسانس به رشتي بيسواد ميگه دودوتا رشتيه ميگه هشتا تركه ميگه ميگم دودوتا رشتيه ميگه شش تا تركه ميگه نه خير بيسواد ميشه دوازده تا رشتيه ميگه او ازو نظر گي ؟

يه ترك و يه ژاپني و يه آمريكايي ميمرن مخشونو باز ميكنن . مخ آمرييكايي پر از اطلاعات جنگي بوده مخ ژاپني پر از ديود و ترانزيستور .مخ تركه كه باز ميشه فقط يه سيم بوده ميگن حتما اتمي است بازش كنيم وقتي مي چيننش گوشاي تركه از دوطرف مي افته!! مخ شما نتركه!

يه روز يه نفر پيتزا مي خوره شب ابگوشت مياد توي خوابش مي گه اهاي بي وفا ديگه دوسم نداري

بسيجي ميره اسباب بازي فروشي مي گه ببخشيدقيمت ابجي چندهه

عنكبوته اكس ميخوره جاي تار شال گردن ميبافه

يه نفر به يه ترکه ميگه عجب خری جلوم ايستاده
ترکه ميگه عجب خری جلوی خودت ايستاده

يك روز مرد خودش را اماده مهماني مئ كند.ولي كفش هاش را عوض نمي كند.وقتي از در خانه خارج مي شود يكي ان را مي بيند و مي گويد ششششيو بييييي

به يه تركه ميگن با(سبزيجات)يه جمله بساز.ميگه:موقع خوردن نون وپنيروسبزي جات خالي بود!.

يك روز يك سياهپوسته مي چسه زنش تا شش ماه دوده پاك ميكنه

يه روز يه تركه ميره مغازه ميگه اقا خيار شور دارين؟ ميگه بله . تركه ميگه پس لطفا اين خيار را بشورين

يك روزيك پشه سوارموتورميشه وعينك دودي ميزنه يك پشه ميگه چراعينك

يه بار يه تركه ميخوره زمين.براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره

يه روز يه تركه مي خواسته خرش رو بفروشه تو راه خوابش مي بره بيدار كه شد ميبينه خرش داره پول ميشمره

روزي مردي دررودخانه نشسته بود ميكروز يك كرماني در هواپيما بغل يك دختر خوشگل تهراني ميشينه!بعد بقچه اش را باز ميكنه و يك نارنگي درمياره و رو به دختر تهراني ميكني و ميگه: نارنگي ميخووري؟
دختر تهرانيه: آره ميخورم!
كرمانيه: گًه ميخوري !!! خواستم سر صحبت باهات باز كنم!!!!!!

ردي ديگربه ان جارفت وگفت:چرادررودخانه نشستي؟جواب داد:من توي جريانم

يك روز 2 تا خر مي روند بالا پشتبان يكدفعه يكي از خرها به اون يكي ميگه از اين بالا بپر پائين خره در جواب ميگه اوه خيلي راست ميگي مگر من خرم !!!!

يه روز يه تركه ميره مغازه.مي گه آقا پفك داري؟صاب مغازه مي گه نه.بعد به مغازه ي بغلي ميره مي گه آقا..شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز يه تركي.....دو روز چند تركي.....!!!!!!!!!!!!!

تركه توي دستشويي نشسته بود كه يوهو مبايلش زنگ مي زنه ........اونم ميگه((اوهومممممممم

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 9:1 PM | |

جک های بی مزه 9

به تركه ميگن باكشورجمله بسازيد تركه ميگه باكش وررفتم خوردبه صورتم.


قزوينيه زن ميگيره شب هجله ميرن پشت بام به زنش ميگه امشب ستاره هارو نگاه كن فرداشب بايد پرز قالي رو نگاه كني


به يارو ميگن با ماتيز جمله بساز ميگه ماتيز يور نيم


به يه تركه ميگن:با(ستايش)يك جمله بساز.ميگه:ازاين نون بربريها،دوتاشوميخوري ياهرستايش رو؟!.


يك روز سوسكه خودش را توي ايينه ميبينه ميگه واي سوسك


يه روز يه رشتيه بچه دار نميشه رو دره خونشون مينويسه هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم


به يارو مي گن فعل زدن رو صرف كنيد مي گه زدم زدي زد دعوا شد


تركه به رفيقش مي گه دو دوتا رفيقش مي گه:15 يارو مي گه آخه خره دو دوتا ميشه چهار تا ديگه خيلي بشه ميشه شش تا


[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:44 PM | |

خودرو ملی

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 6:51 PM | |

جک های بی مزه 10

يارو ميره مسابقه قرآن شلوار گرمكن ميكنه پاش


به تركه مي گن شما اهل تهرانيد مي گه چشماتون قشنگ مي بينه


ترکه ميره مسابقه بيست سئوالي شروع مي كنه به پرسيدن!
آقاي مجري جانداره؟
مجري: بله
آقاي مجري مري هم داره ؟
مجري بله
يارو ميگه جاندارمري نيست؟


يه روز يه تركه ميره مطب امپول بزنه دكتر به غضنفر ميگه سمت چپ بزنم يا راست غضنفر ميگه اقاي دوكتور ما رو سياسي نكون بيزن وسط


به يه آباداني ميگن با (قيمت) جمله بساز ..ميگه : رفتوم خونه ديدوم بوي سوخت مياد ..داد زدوم ننه بدوسر گاز قيمت سوخت !


يه روز يه اصفهانی موز ميخوره ميدش تعجب ميکنه!!!


يارو قزوبينيه ميره اروپا يارو خاجيه ازش مي پرسه قزوين كجاست؟قزوينيه ميگه اگه كونت مي خواره همين جاست


دوتا ترك ميرن سينما وسط هاي فيلم يگ گاو ميومده سمت تماشاچي ها يكي ازاين ترك ها بلند ميشه فرار ميكنه دوستش بهش ميگه بابا اين فيلمه كجا فرار ميكني تركه ميگه بابا من ميدونم فيلمه توميدوني فيلمه اين گاوه كه نمي فهمه اين فيلمه


يه روز يه رشتيه مياد خونه مي بينه زنش لخته با عصبانيت ازش مي پرسه پس چرا لختي زنه خيلي ريلكس جواب مي ده هر موقع تو از خونه بيرون ميري من لباس كار مي پوشم


يه روز تركه با دوست دخترش ميره بيرون مي خوره زمين براي اينكه ضايع نشه ميگه داشتي حركتو


به يه معتاد مي گن .آقا شما بيژن هستين معتاده مي گه نه من ژن دارم


يه نفرهر روز مي ره و در كليسا رو مي زن يه روز كشيشه عصباني مي ه وايميسه پشت در طرف كه در مزنه درو باز مي كنه طرف هول مي شه مي گه عيسي خونه ست


يك روز يه معتاد 500 تومان داره ... ميرود ترياك بخرد ... ماموري را ميبيند ... 500 راداخل جوي مي اندازد


يه روز يه دخترپسري دارن قايم موشك بازي ميكنن.دختر ميگه اگه پيدام كردي بقلم كن و ببوسم اگه هم پيدام نكردي من زير راه پله ام!!!!!!!!!


يه روز ادم مياد خونه ميبينه حوا ناهار دلمه پخته ادم عصباني ميشه ميگه: اي بابا خانوم باز كه شورت ما رو دلمه كردي !


يه روز دو تا تخم مرغ بهم مي رسن يكي از اونا به اون يكي ميگه چاكر آقا اون يكي ميگه املتتيم.


[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 4:59 PM | |

جیک جیک من اومدم

phga, ffv

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 11:46 AM | |

ادعای شوهر طلبانه در سنین مختلف

یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه

دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 9:58 PM | |

روند خواستگاری

يك هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:

با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)

بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت مقدس جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:

انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟

بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.

هم اكنون:

به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد.

البته در نسخه جدید یاهو مسنجر که برای مسلمانان تهیه شده در آن از عاقد الکترونیکی و شکلک های اسلامی استفاده میشود

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 9:42 PM | |

چه زیباست ....

چه زیباست قطره های باران

وقتی بر روی زمین می غلتد

و صدای باران...

وقتی به شیشه ها می خورد

چه زیباست...

وقتی می بارد

و مرا به رویا می برد

رویایی که هر چند پوچ است

ولی زیباست

رویایی که تو در آن باشی

زیباست...

آری رویا با تو زیباست

گر چه رویایی بیش نیست

ولی با حضورت زیباست

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:51 PM | |

جک های بی مزه 8

يك روزيك گاو سرما ميخوردبه جاي شير بستني توليد مي كند


معلم اخرين دنداني كه دردهان انسان مي اّيدچيست؟دانش اّموز دندان مصنوعي0


يه روز يه تركه مي ميره همه يه روز مي ميرنبه يه تركه ميگن چه رنگي رو بيشتر دوست داري ؟ ميگه كم رنگ

تركه ميره سربازي دور كلاش قرمزي


تركه ميره رشت بپر زير تشت


يك نفر ميره صداوسيما دوروزه اخراج ميشه
چون وسط اذان پيام بازرگاني ميذاره


ازيه نفرميپرسن شما به تمساح چي ميگين جواب ميده ما غلط بكنيم به تمساح چيزي بگيم!!!


يك روز رييس آمار ميره دم خونه يك رشتي براي امارگيري . ازش مي پرسن اسامي اعضاي خانوادهتان را بگوييد ميگه من امريكا هستم دخترم صايران و زنم مبايله. مي پرسه چرا اين اسمها ؟ ميگه چون دخترم هر روز بهتر از ديروزه زنم هيچوقت در دسترس نيست منم هيچ غلطي نميتوانم بكنم


.

رشتي شب رو زنش مي خوابه. صبح بيدار ميشه مي بينه زيرش آجر چيدن


.

يه روز به يه ترك ميپرسن چندتا بچه داري ميگه چهارتا بعد به ترك ميگن چرا انگشت اشارت ميلرزه ميگه آخه اين شاش داره


ه قزويني ميره نماز جمعه وقتي همه ميرن ركوع قزويني ميگه منو اينهمه خوشبختي محاله محاله


انقدر ميگن "يه روز يه تركه..." تركها از فردا دوتادوتا ميان بيرون.


اروز6تاقزويني باهم ميرن حموم بعد3ساعت ميبنداونا نيومدند بيرون ميزند درحمومو ميشكند ميبينن صابون افتاده وسط حموم هيچكدوم جرات برداشتن ندارن.حال كردين ببم جان!!!!!!!


يه قزوينيه دنبال يه بجه ميره تاتو يه كوچث بن بست گير ميندازه بهش ميگه سه راه بيشترننداري,يامرغ شي بري اسمون يا اب شي بري تو زمين ياهم دستتوبگيري به ديوارو توكلت الي ا...


به تركه مي گن 2-2 ؟ مي گه چسش مي مونه كه بگم؟


يه روز هوابه ادم ميگه دوسم داري ادم ميگه مگه چاره ديگه اي هم دارم ؟؟؟؟


يه روزيه سوسك به خودش نارنجك ميبنده ميره زيره دمپاي


به تركه ميگن دودوتا چند تا ميشه ؟ ميگه چهار تا . ميگن كره خر ريدي توي جوك


تركه جلوي دوست دخترش مي خوره زمين ميگه حركتو داشتي!


يه روز يه اصفهانيه خونش آتيش ميگيره , زنگ ميزنه
اتش نشاني ميسد كال ميندازه !!!


به رشتيه ميگن زنت خوبه ميگه بد نيست هر كي برده راضي بوده

يه روز به يه ترکه ميگن تا حالا گول خوردی؟
ميگه:آخه آدم که گول نمی خوره گول(غول)آدمو می خوره


 

يك روز يك مورچه لباس عروسي مي پوشه ميره جلوي آينه ميگه سياه نرمه نرمه سياه توبه توبه


يكي از يه رشتي مي پرسه ساعت چنده ؟ رشتيه ميگه ( هان ) - دوباره سئوال مي كنه . باز رشتيه ميگه ( هان ) يارو عصباني مي شه و بلند داد ميزنه گفتم ساعت چنده ؟؟؟ رشتي ميگه ( آهان )


 

 

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 6:53 PM | |

ييه ترك تو كوچه خلوت ميره خودش انگشت ميكنه فرار ميكنه وميگه چي داداش


ه تركه ميره مسابقه قرائت قران شركت ميكنه - سوره بني اسرايل براش در مياد

- تركه از خوندن سوره بني اسراييل تركه ميخوره به لوله اتل متل توتولهبخاطر رژيم سهينونيستي ر باز ميزنه.


ترك ميره مرغ داري مرغشو بذاره خودش تخم ميذاره


داييناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سكس!!! دختره
ميگه نه.ميگه اه همين كارهاروكردين كه نسلمون منقرض شد.


كوره مي ره تواشپزخانه دستش مي خوره به رنده مي گه
اين شروپرا!چيه نوشتن


لره رفت تونست عرب نتونست


يك روز يك توركه ميره لب جوب توي اب نگاه ميكنه بعد ميگه چه گوش هاي درازي دارم نه قلام.....


يه روز يه تركه ميره بالاي برج.ازش مي پرسن چرا رفتي بالاي برج. مي گه چون حقوق را بالاي برج
مي دهند


به يه نفرميگن بلدي ويلن بزني ميگه من نه ولي يه داداش دارم اونم نه


يه روز يه جوجه با مامانش دعواش ميشه ميره تو كوچه ميگه:پيشي بيا منو بخور!!پيشي بيا منو بخور!!


يه عنكبوته قرصه ايكس ميخوره قالي ميبافه


يه تركه ميخواسته بره امتحان قرائت قران بده شلوار ورزشي ميپوشه


يه روز گاوه قرص ايكس ميخوره ميره كناره خيابون ميگه 200 تومان كشتارگاه


به تركه مگن سه تا اسم نام ببر كه توش
الله داشته باشه.مگه 1-روح ا... 2-عين ا... 3-سيندرلا


يه روز تركه مي افته ت. دره گيم اور مي شه


يه بار بچه سوسكي از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگه قربونه
پروپاي بلوري بچم برم


يه تركه بوده هنوزم هست


يه بار يه هزارپايي ميخوره زمين ميگه اخ پام پام پام پام پام پام پام


قزوئنيه وصيت ميكنه وقتي من مردم جنازمو بسوزونيدباهاش پودربچه درست كنيد


يه روز سوسك از تو چاه ميادبيرون ميگه به اميد يه هواي تازه تر


به يارو مي گن فعل زدن رو صرف كنيد مي گه زدم زدي زد دعوا شد


[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 6:47 PM | |

جک های بی مزه 7

به تركه ميگن ناراحت نمي شي دربارت جك ميگن .تركه ميگه نه ...جوكهايي كه شما مي گيد همش خاطره است


يه روزتركه ميره عروٍسي جوميگيرتش به عروٍٍس شماره تلفن شو ميده


يك روز يك ترك و يك فارس در يك مجلس با هم ميشينن بعد فارس ميخواهد ترك رو مسخره كنه ميگه مي دوني فرق من و تو چيه ترك به اون ميگه:جيب من پر و عقل تو خالييه و عقل من پر و جيب تو خاييه


از قزوينيه مي پرسن از كدوم آهنگ هايده خوشت مياد؟
ميگه: كبوتر بچه كرده.....


در يك مسابقه كه خارجيها هم شركت كرده بودند يك تركه شركت ميكنه موقع معرفي هر كس خودش را معرفي ميكرد مثلا نوبت يك خارجي شد گفت: نام من باند......جميز باند
به تركه رسيد برا اينكه از خارجيها كم نياورد گفت: نام من باس......عباسيه روز يه ماهي عرق ميخوره مياد بالايه اب و ميگه بيخيال گربهاردبيليها براي هم دردي با زلزله زدگان بم موبايهاشونو روي ويبره مي گذارند .


رشتيه ميره ژاپن كار كنه زنش از اينجا پول براش ميفرسته


يه روز غنفر داشته خيار پوست ميكنه ميگه خدا كنه توش موز باشه


يه روز قزويني ميره نماز جمعه
موقع سجده پا ميشه ميگه منو اين همه خوشبختي محاله


يه معتادي ميميره شب اول قبرش ازش مي پرسن امام اولت كيه ميگه حسين ميگن نه ميگه حسن ميگن نه همون كه شمشير داره ميگه ها زرو رو ميگي


تركه با بچه اش ميره دزدي
وقتي داشتن فرار مي كردن صابخونه بيدار ميشه وميبيندشون ميگه كره خر وايسا
بچهه به باباش ميگه بابا تو برو منو شناسايي كردن


يكروز يك تركي ميره بدن سازي قاطر ميشه


يه روز يه تركه سي دي ميخره مياد خونه ميبينه سوراخ ميره پسش ميده



تركه ميره خواستگاري وبعد از خواستگاري ميره پيش رفيقش رفيقش ازش ميپرسه نتيجه چي شد جواب ميده 60 به60 شد ميگه 60 به 60 يعني چي ميگه هيچي هرچي اونا ميگفتن ما مي گفتيم بياخ هرچيًٍِ ما به اونا مي گفتيم اونا مي گفتن
بياخ .


رشتيه اكس ميزنه ميره خونه ميبينه زنش تنهاست ميگه عجب توهمي؟

يه باريه گوسفند با مادرش دعواش ميشه ميره سر كوچه ميگه كشتارگاه دربست

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 9:12 PM | |

جک

يه تركه و يه كرده بر سره اينكه كدومشون خرن دعوا ميكنن تصميم ميگيرن برن از كامپيوتر بپرسن تركه كه ميرخ كامپيوتر ميگه صد در صد خراما كرده كه ميره كامپيوتر مي نويسه صد رحمت به خر


گوشه اي از خاطرات يك تركه:
وقتي ناراحتي هيچكس تورو نميفهمه.
وقتي عاشق هستي هيچكس تورو باور نداره.
وقتي دلت گرفته هيچكس تورو درك نميكنه.
اما وقتي ميگوزي همه عالم ميفهمند


پسر زرنگ + دختر زرنگ=دعوا
پسر احمق + دختر زرنگ=عشق
پسر زرنگ + دختر احمق=سكس
پسر احمق + دختر احمق=ازدواج


رشتيه زنش 4 قلو ميزايه و چون مخارج بيمارستانش زياد شده بود مياد محل و داد مي زنه آهاي نامردا كدوم گوري رفتيد اقلا بياييد دونگتون رو بديد!!

يك روز تركه ميره اداره ثبت احوال ميگه مي خوام اسمم را عوض كنم ميگه مگه اسمت چيه تركه ميگه اكبر ان چهره ميگه اسمت راچي مي خواي بزاري ميگه اصغر ان چهره
يه تركه خورد زمين كمونه كرد
يك روز به يك لري مي گن :به نظر تو اين خره از روي بركه مي پره؟يارو مي گه:شايد خر شد و پريد!!!هه هه هه!!!
يه روزيه طويله مست ميكنه ميگه:من ويلام
يه روزيه بزه مرض قندميگيره بهش ميگن:بزبزقندي

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:52 PM | |

جک بی مذه 5

يه تركي ليسانس مي گيره ميشه اسب


يه روز يه نفر مي افته توي گوخ در ميارن ميشورن مي بينند فارسه


يه روز يه اباداني رامي خواستند زجر كش بدن بستنش به تنه درخت عينك ريبون جلوش شكستند


يه روز از اداره امار ميرن در خونه يه رشتيه يه خانمومي در را باز ميكنه ماموره ازش مي پرسه بخشيد خانم شما چند نفريد خانمو اين سر و اونسر كوچه را نگاه ميكنه و ميگه ما كه مشكلي نداريم شما چند نفريد.


يه روز يه معلمه به شاگردش ميگه فعل زدن را صرف كن ميگه زدم زدئ
دعوا شد


يه تركه از حج بر ميگرده بهش ميگن سفر خوب بودُ خوش گذشت ميگه نه بابا اين همه راه رفتيم تا اونجا خدا خونه نبود همه تو حياط ول مي گشتيم


به يه تركه ميگن با(سلسله)يه جمله بساز.ميگه:هرمرضي جاي خودش روداره.سرطان سرطانه و سل سله


معلم از شاگرد تركش مي پرسه اون كدوم پيامبر بود كه حيوونا رو سوار كشتي مي كرد :
شاگرده جواب مي ده حضرت يوگي


از يه تركه ميپرسن چه جوري ميشه سه تا خر رو روي هم سواركرد؟ ميگه من سوار يه خر ميشم ميرم سر قبر بابام!!!ادم خور ها مي خواستند لره رو بخورند.مي بينند داره قه قه ميخنده.مي گن چرا مي خندي ,مي گه تو غذاشون شاشيدم


يه روز يه رشتي غيرتش گل ميكنه به زنش ميگه حالا كه با عباس آقا( مرد همسايه) ميري مسافرت,با عباس آقا ميري با عباس آقا هم بر ميگردي


يه روز يه خر با يه گور خر مسابقه دوندگي ميدن كورخره ميبره خره ميگه من قبول ندارم اون لباس ورزشي داشته من نداشتم به تركه ميگن با ( چيپس ) جمله بساز ..ميگه چيپسر خوبي هستي تو !!يه تركه براي اولين بار ميره سينماودراخر فيلم ميبينه كه يك قاتل كمين ميكنه وهنرپيشه محبوب اون روميكشه.تركه هم دوباره بليط ميخره وبرميگرده توي سينماكه بموقع به هنرپيشه محبوبش محل كمين قاتل رواطلاع بده.!يك رشتي زنش را مي زند دادگاه به جرم صدمه به اموال عمومي به 2 سال زندان محكوم مي كنديه روز داخل زندان يك نفر به يك قزويني مي گه من بابام ومامان وداداشم رو كشتم واسه همين هم زندان افتادم.
قزويني ميگه :تو من رو هم كشتي



يك روز يك جوجه ميره مغازه

مغازه دار ميگه چه ادامسي به تو بدهم


جوجه ميگه ادامسي كه عكس بابام روش باشه



يك روز يك پيرزن تمام دندان هايش را به جز يكي مي كشد ازش مي پرسن چرا اين را هم نكشيدي مي گويد مي خواهم چادرم را با آن بگيرم
تركه پولكي ميخوره مي گه عجب چيپس شيرين و خوشمزه اي است

تركه ميره رزمايش اسير ميشه
تركه سكه ميندازه بالا شير مياد فرار ميكنه
يك روز به رشتي مي گند آهاي! زنت را بردند جنگل
رشتييه ميگه چيه بابام خيلي شلوغش نكن .جنگل كجا بود همش سه تا درخت است

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:52 PM | |

سکه

پرنده قشنگی بود و پر زد رفیق روز تنگی بود و پر زد

خیال کردم دلش دنبال عشق پی خوش آب و رنگی بود و پر زد

اگه سکه دو رو داره اسیردست بازاره

نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش

تو که سکه نبودی یار بودی به ظاهرعاشق و غم خوار بودی

منو گمراه کردی وای بر من تو هم افسونگر و مکار بودی

خیال کردم که تو فصل بهارم بهار و یار و قلب بی قرارم

خیال کردم که تو قلب بهشتم از این بهتر نمیشه سرنوشتم

پرنده رفت و پژمرد و دل مرد پرنده رفت و عشق و با خودش برد

چطور پنهون می کردی از من اون روتو

چطور پنهون می کردی عطر گیسو تو

منی که عطر گیسوتو به یک دنیا نمی دادم

چی شد من عافبت از چشم مشتاق تو اُفتادم

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:50 PM | |

رهگذر

من بهار را در نگاه اطلسی پنجره یافتم

و دریا را در یک قاب عکس

 

عشق را در یک کتاب خواندم

و بوی احساس را در یک نقاشی

من به آینه دل بستم و به یک گلیم

نه به پونه ها و شقایق که می روند

دل من لطافت را از زنبق آموخت

 

شکستن را از شیشه

پرواز را از پرستو

و سلام را از رهگذر

ای همراه دل من پریدنی است قفس را بیاور

 

 

2006/8/8

T:10:54

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:46 PM | |

ایرانیان با کلاس

حالشو ببرین نمی دونین این کباب چه مزه ای داره

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:45 PM | |

بدون شرح

واقعا جه عسکیهمی خواهم از درد بگریزم ولی درد بدون من تنها می ما ند که این خود  درد دیگری است

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:43 PM | |

سکوت مرگ

ای خدا آن را که در تنهاترین تنهائیم تنهای تنهایم گذاشت هیچ در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار.

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 8:41 PM | |

مثنوی دل من :


این مثنوی حدیث پریشانی من است ، بشنو که سوگ نامه ی ویرانی من است ،

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته اند ، بلکه به یومن آمدنت جان گرفته اند ، گفتی

غزل بگو ، غزلم شوروحال مرد ، بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد ، گفتم

مرو که تیره شود زندگانیم ، با رفتنت به خاک سیاه می نشانیم ، گفتی زمین مجال

رسیدن نمی دهد ، بر چشم باد فرصت دیدار نمی دهد ، وقتی نقاب محور یک

رنگ بودن است ، معیار مهر ورزی مان سنگ بودن است ، دیگر چه جای دل

خوشی و عشق باقی است ، اصلا کدام احمق از این عشق راضی است ، این

عشق نیست فاجعه ی قرن آهن است ، من بودنی که عاقبتش نیست بودن است ،

حالا به حرفهای غریبت رسیده ام ، فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام ، حق با

تو بود از غم غربت شکسته ام ، بگذار صادقانه بگویم که خسته ام ، بیزارم از

تمام رفیقان نا رفیق ، اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق ، من را به ابتذار نبودن

کشانده اند ، روح مرا به مسند پوتینشان دهند ، تا این برادران ریا کار زنده اند ،

این گرگ سیرتان جفا کار زنده اند ، یعقوب درد می کشد کور می شود ، یوسف

همیشه وصله ی نا جور میشود ، اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند ، منصور را

هر آیینه بر دار میزنند ، اینجا کسی برای کسی کس نمی شود ، حتی عقاب در

خور کرکس نمی شود ، جایی که سهم مرد به جز تازیانه نیست ، حق با تو بود

ماندنمان عاقلانه نیست ، ما میرویم چون دلمان جای دیگر است ، ما میرویم هر

که بماند مخیر است ، ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان ، بر جای جای پیکرمان

زخم خنجر است ، دل خوش نمیکنیم به عثمان و مذهبش ، در دین ما ملاک

مسلمان ابوذر است ، ما میرویم مقصدمان نا مشخص است ، هر جا رویم بی

شک از این شهر بهتر است ، ازسادگیست گر به کسی تکیه کرده ایم اینجا که

گرگ با سگ گله برادر است ، ما میرویم ماندن با درد فاجعه است ، در عرف ما

نشستن یک مرد فاجعه است ، دیریست رفته اند امیران قافله ، ما مانده ایم و

پیران قافله ،اینجا که دگر باب منو پای لنگ نیست ، باید شتاب کرد مجال درنگ

نیست ، بر درب آفتاب پی باج میرویم ، ما هم بودن باد به معراج میرویم

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:22 PM | |

مثنوی دل من :


این مثنوی حدیث پریشانی من است ، بشنو که سوگ نامه ی ویرانی من است ،

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته اند ، بلکه به یومن آمدنت جان گرفته اند ، گفتی

غزل بگو ، غزلم شوروحال مرد ، بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد ، گفتم

مرو که تیره شود زندگانیم ، با رفتنت به خاک سیاه می نشانیم ، گفتی زمین مجال

رسیدن نمی دهد ، بر چشم باد فرصت دیدار نمی دهد ، وقتی نقاب محور یک

رنگ بودن است ، معیار مهر ورزی مان سنگ بودن است ، دیگر چه جای دل

خوشی و عشق باقی است ، اصلا کدام احمق از این عشق راضی است ، این

عشق نیست فاجعه ی قرن آهن است ، من بودنی که عاقبتش نیست بودن است ،

حالا به حرفهای غریبت رسیده ام ، فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام ، حق با

تو بود از غم غربت شکسته ام ، بگذار صادقانه بگویم که خسته ام ، بیزارم از

تمام رفیقان نا رفیق ، اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق ، من را به ابتذار نبودن

کشانده اند ، روح مرا به مسند پوتینشان دهند ، تا این برادران ریا کار زنده اند ،

این گرگ سیرتان جفا کار زنده اند ، یعقوب درد می کشد کور می شود ، یوسف

همیشه وصله ی نا جور میشود ، اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند ، منصور را

هر آیینه بر دار میزنند ، اینجا کسی برای کسی کس نمی شود ، حتی عقاب در

خور کرکس نمی شود ، جایی که سهم مرد به جز تازیانه نیست ، حق با تو بود

ماندنمان عاقلانه نیست ، ما میرویم چون دلمان جای دیگر است ، ما میرویم هر

که بماند مخیر است ، ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان ، بر جای جای پیکرمان

زخم خنجر است ، دل خوش نمیکنیم به عثمان و مذهبش ، در دین ما ملاک

مسلمان ابوذر است ، ما میرویم مقصدمان نا مشخص است ، هر جا رویم بی

شک از این شهر بهتر است ، ازسادگیست گر به کسی تکیه کرده ایم اینجا که

گرگ با سگ گله برادر است ، ما میرویم ماندن با درد فاجعه است ، در عرف ما

نشستن یک مرد فاجعه است ، دیریست رفته اند امیران قافله ، ما مانده ایم و

پیران قافله ،اینجا که دگر باب منو پای لنگ نیست ، باید شتاب کرد مجال درنگ

نیست ، بر درب آفتاب پی باج میرویم ، ما هم بودن باد به معراج میرویم

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:22 PM | |

اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
 دوستانی بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
 من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
 دشت سجاده من
 من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
 در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
 همه ذرات نمازم متبلور شده است
 من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
 من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
 کعبه ام بر لب آب
 کعبه ام زیر اقاقی هاست
 کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
 اهل کاشانم
 پیشه ام نقاشی است
 گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
 دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی ... می دانم
پرده ام بی جان است
 خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
 اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
 پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
 پدرم پشت زمانها مرده است
 پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
 مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
 پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید :‌ چند من خربزه می خواهی ؟
 من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و ایینه بود
 باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
 آب بی فلسفه می خوردم
 توت بی دانش می چیدم
 تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید
 شوق می آمد دست در گردن حس می انداخت
فکر بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید یک چنار پر سار
زندگی در آن وقت صفی از نور و عروسک بود
 یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها
 بار خود را بستم رفتم از شهر خیالات سبک بیرون دلم از غربت سنجاقک پر
 من به مهمانی دنیا رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
 من به ایوان چراغانی دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
 تا ته کوچه شک
 تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم
 من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق
 رفتم ‚ رفتم تا زن
 تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی
 چیزها دیدم در روی زمین
 کودکی دیدم ماه را بو می کرد
 قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد
 نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
 من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود
 من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
 کاغذی دیدم از جنس بهار
 موزه ای دیدم دور از سبزه
 مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
 من قطاری دیدم روشنایی می برد
 من قطاری دیدم فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
 من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
 و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
 خک از شیشه آن پیدا بود
ککل پوپک
 خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی
 خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می اید
و بلوغ خورشید
 و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادرک ریاضی حیات
 پله هایی که به بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
 مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره شط می شست
 شهر پیدا بود
 رویش هندسی سیمان ‚ آهن ‚ سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس
 گل فروشی گلهایش را می کرد حراج
در میان دو درخت گل یاس شاعری تابی می بست
 پسری سنگ به دیوار دبستان میزد
 کودکی هسته زردآلو را روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد
و بزی از خزر نقشه جغرافی آب می خورد
بنددرختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
 مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود موج پیدا بود
برف پیدابود دوستی پیدا بود
 کلمه پیدا بود
 آب پیدا بود عکس اشیا در آب
 سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
 سمت مرطوب حیات
 شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
 دست تابستان یک بادبزن پیدا بود
سفره دانه به گل
سفر پیچک این خانه به آن خانه
سفر ماه به حوض
فوران گل حسرت از خک
ریزش تک جوان ازدیوار
 بارش شبنم روی پل خواب
پرش شادی از خندق مرگ
 گذر حادثه از پشت کلام
جنگ یک روزنه با خواهش نور
 جنگ یک پله با پای بلند خورشید
جنگ تنهایی بایک آواز
جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل
جنگ خونین انار و دندان
 جنگ نازی ها با ساقه ناز
جنگ طوطی و فصاحت با هم
 جنگ پیشانی با سردی مهر
حمله کاشی مسجد به سجود
حمله باد به معراج حباب صابون
حمله لشکر پروانه به برنامه دفع آفات
 حمله دسته سنجاقک به صف کارگر لوله کشی
حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی
حمله واژه به فک شاعر
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام
فتح یک شهربه دست سه چهار اسب سوار چوبی
 فتح یک عید به دست دو عروسک یک توپ
 قتل یک جغجغه روی تشک بعد از ظهر
قتل یک قصه سر کوچه خواب
قتل یک غصه به دستور سرود
قتل مهتاب به فرمان نئون
قتل یک بید به دست دولت
قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ
همه ی روی زمین پیدا بود
نظم در کوچه یونان می رفت
 جغد در باغ معلق می خواند
 باد در گردنه خیبر بافه ای از خس تاریخ به خاور می راند
روی دریاچه آرام نگین قایقی گل می برد
در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
مردمان را دیدم
 شهر ها را دیدم
دشت ها را کوهها را دیدم
 آب را دیدم خک رادیدم
 نور و ظلمت را دیدم
 و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت دیدم
 جانور را در نور ‚ جانور را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است
 من با تاب من با تب
 خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من دراین خانه به گم نامی نمنک علف نزدیکم
من صدای نفس باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی می ریزد
و صدای سرفه روشنی از پشت درخت
 عطسه آب از هر رخنه ی سنگ
 چک چک چلچله از سقف بهار
 و صدای صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهایی
و صدای پک ‚ پوست انداختن مبهم عشق
 مترکم شدن ذوق پریدن در بال
و ترک خوردن خودداری روح
 من صدای قدم خواهش را می شونم
 و صدای پای قانونی خون را در رگ
ضربان سحر چاه کبوترها
تپش قلب شب آدینه
جریان گل میخک در فکر
شیهه پک حقیقت از دور
 من صدای وزش ماده را می شنوم
 و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
 و صدای باران را روی پلک تر عشق
روی موسیقی غمنک بلوغ
روی اواز انارستان ها
و صدای متلاشی شدن شیشه شادی در شب
 پاره پاره شدن کاغذ زیبایی
 پر و خالی شدن کاسه غربت از باد
 من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
 آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
 روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
 روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
 روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
 من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
 هر کجا برگی هست شور من می شکفد
بوته خشخاشی شست و شو داده مرا در سیلان بودن
مثل بال حشره وزن سحر را میدانم
 مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
 مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک میکده در مرز کسالت هستم
 مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
 تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه
 من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم
 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
 سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
 مرگ در ساقه خواهش
 و تمشک لذت زیر دندان هم آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
 زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
 زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
 زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
 گرمی لانه لک لک را ادرک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره ذایقه را باز کنیم
 و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
 و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
 و بیاریم سبد
 ببریم این همه سرخ این همه سبز
صبح ها نان و پنیرک بخوریم
 و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی اید
 و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
 و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
 و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه می خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
 و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد
 و بدانیم که پیش از مرجان خلایی بود در اندیشه دریا ها
و نپرسیم کجاییم
 بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
 و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است
 و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند
 پشت سرنیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی اید
 پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خک نشسته است
 پشت سر خستگی تاریخ است
 پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد
لب دریا برویم
 تور در آب بیندازیم
 وبگیریم طراوت را از آب
 ریگی از روی زمین برداریم
 وزن بودن را احساس کنیم
 بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می اید پایین
می رسد دست به سقف ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
 گاه زخمی که به پا داشته ام
 زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
 مرگ پایان کبوترنیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
 مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می اید به دهان
مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند
مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
 مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
 ریه های لذت پر کسیژن مرگ است
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
 بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند
بگذاریم غریزه پی بازی برود
 کفش ها رابکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
 چیز بنویسد
 به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
 که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
 دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
 صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم
 هیجان ها را پرواز دهیم
 روی ادرک  ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
 نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
 که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم

کاشان | قریه چنار | تابستان 1343

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:22 PM | |

جک های بی مزه 4

همشهريه ما تو پشت بوم خونشون داشته زنشو ميشسته , يكي از همسايه هاشون ميبينه و ميگه داري چيكار ميكني ? مي گه لطفا تو زندگي زناشويي من دخالت نكنيد.
يه آبادانيه عروسي شو تويه مدرسه برگزار ميكنه ! بهش ميگن حالا چرا مدرسه رو انتخاب كردي ؟ ميگه چون كلاسش زياده
شنيدين وجه تشابه احمدزاده تلويزون با پارك چيه ؟ خوب گفتن كه هر جفتشون تاب دارن
تركه ميخواسته بره شهرك آزمايش براي امتحان رانندگي , صبح ناشتا ميره امتحان شهر بده
تو ولايت همشهريمون مي آن جمعيت مردم رو با هليكوپتر گلباران كنند عده زيادي كشته ميشن ! برسي ميكنن ميبينن گل و با گلدوناش پايين ميانداختن
يه همشهريه پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره
يه همشهريه داشته شنا مي كرده مايوش سوراخ ميشه غرق ميشه
عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.
قزوينيه 35 سال سن داشته بهش ميگن چرا تا الان مجرد موندي و ازدواج نكردي ?! ميگه والا تا الان برادر زن دلخواهم رو پيدا نكردم
يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !
يه همشهريه داشته پسرشو در باب ازدواج نصيحت مي كرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از فاميل زن بگير ! بين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل زن بگير
سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
دخترهاي بلوند به عدم تيزهوشي معروفند!؟ روزي دو بلوند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد به يك جعبه پودر كه گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و بازكرد و در آينه كوچك آن نگاهي كرد و گفت ام ... اين قيافه آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه كرد . گفت عجب احمقي هستي تو ... اين منم ديگه ...!!
كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم ! و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم !
مرد نابينايي در خيابان يك رنده پيدا كرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست كشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!
يكبار يك همشهري يك خيار بر مي داره مي بره سوپرماركت , به فروشنده مي گه: ببخشيد آقا خيارشور داريد؟ فروشنده هم در جواب مي گه بله داريم. همشهري ما هم مي گه پس بي زحمت اين خيار ما رو هم بشور.
يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده.
تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش ميده
- رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال
تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم
تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح كابوس ميبينم! دكتره ميپرسه: چه كابوسي مي‌بيني؟ تركه ميبينه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. تركه مي‌پرسه: آقاي دكتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه ميشه، ولي واسه چي؟ تركه ميگه: ايلده فرداشب فيناله
تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، تركه ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه
- تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟
تركه ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: قربونت دو نخ به ما بده
تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم
- تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده
تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟
عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا مي‏كرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي
يك بابايي حواسپرتي داشته، ميره كلاس "مِديتيشن" .يك روز رفيقش ازش ميپرسه: رضا ديروز عصركجا بودي؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ايول بابا... كلاس چي؟ - ... ... اي بابا... يادم رفته اسمشو... چي بود ... يك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقايق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ايول... نرگس جون، قربونت يك دقيقه از آشپزخونه بيا، بگو اسم اين كلاسي كه من ميرم چيه؟
از همشهريه ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لبِ جو
به يه همشهريه گفتند تو لهجه داري؟ گفت : نه والا مي خواهي بيا بگرد!!!
روزي ملا به زنش گفت زن امروز يك آشي بپز مهمان داريم هنوز حرف ملا به پايان ترسيده بود كسي در زد زن ملا در را باز كرد و پسر همسايه كاسه بدست بود . گفت مادرم اين كاسه را داده و گفت اگر آش پختيد يك كاسه هم به ما بدهيد. ملا شگفتش گرفت گفت نميدانستم آش نپخته هم بو دارد.
يك ترك و يك تهراني و يك اصفهاني قرار گذاشتند به پيك نيك بروند. - ترك گفت من نان و كتلت ميارم - تهراني گفت من هم نوشابه ميارم - اصفهاني گفت شما ها كه همه چيزو گفتيد پس من هم داداشمو ميارم
يه همشهريه رفته بود ته چاه نشسته بود ازش دليل را پرسيدند گفت: ميخواستم عميق فكر كنم !
از يك همشهريه پرسيدند چرا توي جوي آب نشسته اي? گفت مي خواهم در جريان باشم!
دو بانوي مسن از شوهرهايشان صحبت مي كردند. اولي گفت: من از اين كه شوهرم ناخن هايش را ميجود خيلي ناراختم . دومي گفت:شوهر منهم اين عادت را داشت ولي من تركش دادم . اولي گفت:چطوري ? دومي گفت:خيلي ساده دندانهايش را مدتي قايم كردم.
شخصي كه سه زن داشت .رفت و زن چهارمي گرفت كه سياه پوست بود . دوستان پرسيدند اين چه كاري بود ? گفت براي ايام عزاداري.

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:20 PM | |

جک های بی مزه3

 تركه بچش يه روز بعد عيد فطر بدنيا مياد اسمشو ميذاره پست فطرت!!!

تركه ميميره روحش لا پنكه سقفي گير ميكنه!!


تركه برف پاك كن ميزنه هيپنوتيزم ميشه!!


  تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!


تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت  12  نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا  11  نفر ديگه از كجا بيارم؟!

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:19 PM | |

جک های بی مزه 2

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه  2  تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد  10  تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه  100  تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌‌‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد  100  تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!! 

 تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره! 


  يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!


  تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!


 تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!


 تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!


 تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!


  تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!


 تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!


  تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!


 تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم! 


 عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!


 تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده! !


  تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!  


 سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:17 PM | |

جک های بی مزه

 

سلام خوبین اقا ما هم امدیم امید وارم از این جک ها خوشتتون نیاد!

 

به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۲-تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۳-ترکه زنشو می کشه  ميره مرحله بعد !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!

تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!
تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.
تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!! (فرستنده: امير22 )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در.
خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزئه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!!!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟!
تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

(يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟
ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: ميدوني فاميلي خدا چيه؟
ميگه: نميدونم، ولي به گمانم وكيلي باشه!!! (اگه جناب دوزاري مبارك نيافتاد، يك بار اسم و فاميل رو پشت هم بگيد، شايد يك فرجي شد!)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟
تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!!
كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 7:12 PM | |

sms با حال

آلبالو شفتالو هلو زردآلو آناناس همشو خودم ميخورم! فکر کردي ميخوام پاچه خاري کنم؟!

 

خدا وکيلي تو يه آدمي گل ماه بيست عزيز جيگر ناز با کلاس با شخصيت آخر آدميت مثل من ديده بودي؟؟؟؟؟

 

يه بچه سوسول رو مي ذارن تو قدر مطلق...بسيجي بيرون مياد

  

آخرين خبر از اون دنيا : مقامات شهرداري تهران پل صراط رو برداشتن بجاش دور برگردون گذاشتن

 

shahadate jan suz , jan godaz, jan kah, jan F kenedy, jan ford, jan Travolta…jan wayne , jan ali , jan nesar , jan e maryam cheshmato vakon sari bala kon..???

 

واسه عاشقاي شماعي‌زاده!

1. اگه ميخوای دست مهربونت رو ازم بگير، اگه ميخوای چشاي زيبات رو ازم بگير، اگه ميخوای قلبتو ازم بگيری بگير ولی گيتار آقای شمايي‌زاده رو ازش نگير!!

 

2. خدايا پولمو بگير، مقاممو بگير،خونه و زندگيمو بگير، دستو پامو بگير،دوست و آشنامو بگير، چشممو بگير،حتي عشقمو ازم بگير...........ولی گيتار شمايي‌زاده رو ازش نگير !

 

شعار جديد قزوينيا: كاريكاتوريست دانماركي، حق مسلم ماست

 

تعريفي از يك مرد مجرد : مردي كه فرصت بد بخت كردن يك زن را از دست داده است!

هر شب قبل از خوابيدن با وضو رو به قبله بشين و 33 بار بگو : (انرژی هسته‌ای حق مسلّم ماست!)

 

وقتی بچه‌ات بچه‌ست تو دستت ميرينه!! 15 سالش که شد تو اعصابت... 18 سالش که شد تو پولت.... 23 سالش که شد به هيکلت... وقتی مردی تو روحت.......!!!

 

چند تا آدمن که تنشون ميخاره 1.اونايی که چشمک ميزنن ولی شماره نميدن 2.اونايی که شماره ميگيرن ولی زنگ نميزنن 3.اونايی که حموم نميرن 4.اونايی که آف‌ت رو واسه خودت ميفرستن!

به يك دختره ميگن چرا شما به پسرا ميگين bf؟؟؟.....ميگه آخه مخفف کلمات <<<بدبخت فلک‌زده‌س>>>

تست کنکور ادبيات 85

انرژي هسته‌اي حق مسلم.... 1) ماست 2)سرشير  3) دوغ آب علی  4) اطلس طلايی

 

mrs_rele:
to0 in zamo0ne, connect chegoneh? hame mikhan connect beshan ama gero0nee, rafte mohabbat, hack shode adat, koja bf, koja gf, koja ye hamdam {{{[inja khode man be in khoshgeli behtarin hamdame donya!!!]}}} , i to0 donya, login nemishe, file hacko to send bekon, bebin chi mishe, to idiye man, narafti az yad, idiye man to0 listete ama che besyar...man raftam az yad...sokote in ghalbe shekastam shode faryad hala vaaaaayy vaaay vay
This person appears to be offline and will receive your message the

 

 

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 6:39 PM | |

واسه تو که تنهام گذاشتی

شب آرام و بی صدا در تشویش کوچه ها سر گردانم

با رویای پنجره با یک سینه خاطره بی سامانم

نامت را تمام شب همراه ستاره ها نجوا کردم

تا در ازدحام شب نقش روشن تو را پیدا کردم

دیوار بی کسی تنها پناه من شب ها ای دوست

با اشتیاق تو حیران نگاه من شب ها ای دوست

با آرزوی تو در هر کجای شب از تو خواندم

با جستجوی تو در کوچه های شب تنها ماندم

 

تنها ماندم....؟!؟!؟

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 6:31 PM | |

(جه پررو)

مطالب امروز تموم شد خسته نباشم (جه پررو)

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:21 PM | |

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:17 PM | |

دوست ودارم جیگر

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

دوستت‌دارم‌

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:17 PM | |

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:14 PM | |

وقت اش است...

آفتاب دارد مي رود
تا دير نشده کاري بکنيم
شايد فردا
وقتي بيدار شديم
خورشيد رفته باشد
شايد او راست ميگفت
دير گاهيست در کوچه بن بست
سايه هامان از افکارمان بلند تر گشته اند
کسي دیگر طعم سيب را به خاطر نمي آورد
شايد وقت اش است کاري بکنيم
هنوز مي توان از شکاف حادثه عبور کرد
و از تند باد ها نترسيد
بيرون آييم از پيله هامان
اکنون، وقت پرواز است
من چشم در راه فردا مي مانم
وقتي هنوز مي توان به گلدان ها آب داد

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:7 PM | |

لیلی و مجنون اینترنتی!!!

گله مي‌كرد ز مجنون ليلي كه شده رابطه‌مان ايميلي
حيف از آن رابطه‌ي انساني كه چنين شد كه خودت مي‌داني
عشق وقتي بشود دات‌كامي حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو برده يا دات‌نت و دات‌ارگ تو را
بهرت اي‌ميل زدم پيشترك جاي سابجكت نوشتم: به درك

به درك گر دل من غمگين است به درك گر غم سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم كه به اين رابطه هم بي‌ميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول كن همه را جايokكنسل كن
off
كن كامپيوتر را جانم يار من باشد و ببين منonام
اگرت حرفي و پيغامي هست روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد خط تو لطف مكرر دارد
خسته ازfontو ز format شده‌ام دلخور از گردالي @ (ات) شده‌ام
كرد ريپلاي به ليلي مجنون كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد هي مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتي تو عزيزم ليلي ديگر از من نرسد ايميلي
نامه‌اي پست نمودم بهرت به اميدي كه سرآيد قهرت

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:5 PM | |

گمگشته

گمکشته راهیم در این وادی پیدا

ازغافله دوریم و جدا از دل شیدا

ما تشنه گرما زده ظهر کویریم

فارغ ز ادر کاسا و درپرده امّا

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:3 PM | |

می ترسم

می ترسم قصه این دل بشه افسانه دوران
نذار تا ابد بمونم تک و تنها توی زندان
می ترسم صدای قلبم نرسه به گوش قلبت
بشم آواره به شهرها باز نگی آخر تو حرفت

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:2 PM | |

عشق شیرینش مرا فرهاد کرد
او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد
او بشد لیلا و ما مجنون روی ماه او

قلب ویران مرا آباد کرد

نام شیرینش تمام تلخی عمرم زدود
قبل از او دنیا ، قبل از او دنیا این چنین برایم زیبا نبود
بعد از او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ
بعد از او این زندگی دیگر چه سود

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 1:1 PM | |

دوشیزه عشق

نه در رفتن حرکت بود

نه در ماندن سکونی

شاخه ها را از ریشه جدایی نبود

و باد سخن چین

با برگ ها رازی چنان نگفت

که بشاید

دوشیزه عشق من مادری بیگانه است

ستاره پر شتاب و

در گذر گاهی مایوس

می گردد جاودانه بر مداری

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 12:58 PM | |

باران

باران یادگار توست....خاطره نمناکی نگاه من است

باران اشک آسمان است....همانروزی که بارید و مرا از وداع خبر داد

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 12:57 PM | |

عشق

عشق يك حادثه است

                          و

               جدايي يك قانون

                                   پس بيا:

                                               حادثه آفرين و قانون شكن باشيم.


ادامه مطلب

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 12:56 PM | |

شاد باش

زندگی واقعا ساده تر و شیرین تر از این است که ما فکر می کنیم اشکال در اینه که خودمون اون رو سخت و پیچیده در نظر می گیریم . مثبت فکر کنید .به راههای انجام بهتر کارها فکرکنید و  در آنها دقت بیشتر اعمال کنید . عصبانیت دردی از من و شما را درمون نمی کنه مهربونی رو همواره حفظ کنیم

 زندگي بودن نيست

زندگي بودن و آسودن نيست

زندگي باغ گلي است

كه از آن بايد چيد

عشق را ، عاطفه را

و به گلدان دل خويش نهاد...

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 12:54 PM | |

جک های بی مزه 6

تومسابقات قرآن به تركه سوره بني اسرائيل مي افته ازمسابقه انصراف مي ده


واسه يه تركه دختر نشون ميكنن ميره با سنگ ميزنتش
به يك تركه مي گن يك عكس عاشقانه بكش يه نون بربري مي كشه وسطشم يه تير مي كشه
امام جمعه قزوين براي با شكوه كردن نماز جمعه قزوين 4 ركوع و 8 سجده به نماز اضافه كرد
امام جمعه رشت مخواد در مورد انتخابات سخنراني بكنه ميگه :عزيزان من مسئله انتخابات مسائل ناموسي نيست كه به اين راحتي ازش بگذريم
به يه رشتي ميگن زنت خيلي نجيبه , ميگه عجيبه!!!
يه روز يه يارو يه دستش قطع بوده داشته ناراحت از كنار خيابون ميرفته ميبينه اونور خيابون يكي دو تا دستش قطع داره با خوشحالي مي پره بالا پائين ميره اونور ازش ميپرسه چرا خوشالي تو كه دو تا دست نداري ميگه بابا چه شاديي يه ساعت كونم ميخواره نمي تونم بخوارونم دارم ديوونه ميشم.يه روز يه بچه تركه مياد پيش باباش ميگه بابا چرا به ما ميگن خر ؟ باباش ميگه برو از آشپزخونه يه قاشق و بشقاب بيار .پسره ميره اونارو مياره .باباش قاشقو ميزنه به بشقاب بچش ميگه بابا دارن در ميزنن باباش ميگه حالا فهميدي چرا به ما خر ميگن ؟گفت آره .باباش گفت حالا كه فهميدي برو درو باز كن

[+] نگاشته شده توسطDj ArAsh در 9:9 PM | |

:: مطالب پيشين